جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی

مجموعه جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی با ترجمه فارسی

درخواست خرید به زبان انگلیسی

آیا میدانید بهترین روش آموزش زبان انگلیسی چیست؟

در اینجا به مکالمه زبان انگلیسی در یک مغازه و هنگام خرید می پردازیم:

 چه رنگی میخواهید؟        ?What colour  do you want

این یکی را میخواهم                           I like this on

 من آن یکی را ترجیح میدهم           I prefer that one

 من این رنگ را دوست ندارم    I don't like this colour

 آیا چیز بهتری دارید؟      ?Have you anything better

 آیا رنگ دیگری از همین دارید؟ ?Do you have one  in a different colour

میخواهم آن یکی را ببینم                  I'd like another 

 چه اندازه ای؟                                   ?What size

 آیا بزرگتر/ کوچکتر دارید؟      ?Have you a larger one/smaller one

اندازه یقه من ... است       ... My collar measurement is

 دور کمر من... است       ...  My waist measurement is

از جنس چیست؟                ? What's  it made of



برچسب‌ها: درخواست خرید به زبان انگلیسی, خرید به زبان انگلیسی, بهترین روش آموزش زبان انگلیسی چیست, مکالمه زبان انگلیسی
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 11:9  توسط امید  | 

جملات عامیانه انگلیسی

جملات و اصطلاحات عامیانه انگلیسی با ترجمه فارسی

http://expressions.blogfa.com

استفاده از الگوهای جملات عامیانه به زبان انگلیسی باعث می شود تا زبان آموزان با اعتماد به نفس بهتری بتوانند منظور خود را در زبان انگلیسی بیان کنند. استفاده از این عبارات همچنین می تواند شما را قادر سازد تا بتواند راحت تر و طبیعی تر به زبان دیگر صحبت کنید. در این وبلاگ سعی شده تا این جملات بصورت هفتگی برای زبان آموزان ارائه شود.

توصیه می کنیم تا هر روز حتی برای مدت زمانی کوتاه این اصطلاحات را دوره کنید. تکرار این عبارات موجب می شود تا در هنگام صحبت کردن آنها را زودتر به خطر بیاورید. توجه داشته باشید که این اصطلاحات بیشتر در صحبت کردن رایج است و در نوشتار Writing بهتر است تا از ساختار های رسمی تر استفاده کنید. البته می توان این عبارات را در نوشتارهای دوستانه و یا غیر رسمی نیز استفاده نمود.

آموزش زبان انگلیسی اصطلاحات:

هفته هشتم: (هر روز 5 اصلاح و جمله)

 

1.This is the limit
ديگر شورش در آمده

2.Don’t count on your chickens before they are hatched…اول چاه رو بكن بعدا منارو بدزد...

3.As a matter of fact…

To tell you truth…راستش رو بخوای...

4.Rome was not built in a day
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی

 

5.Clothes do not make the man
معادل بسيار زيباي مناسب با اين ضرب المثل...
تن آدمي شريف است به جان آدميت.....نه همان لباس زيباست نشان آدميت

 

6.Don’t get my monkey up
روی سگ منو بالا نیار

7.No overtaking
سبقت ممنوع

8.The grass is always greener on the other side of the fenceمرغ همسایه غازه!

 

9.When the hell's frozen over
وقت گل نی

10.Teacher's petنورچشمی معلم

11.He came running
با کله آمد

12.Enough is enough
بس کن دیگه

13.You have my wordمن بهت قول ميدم

14.Don’t get fresh with me
پررویی نکن!

15.I’m tied up
دستم بند است

16.He is a fair-weather friend

رفیق نیمه راهه

17.It’s none of your business/Mind your own business
به تو هیچ ربطی نداره!

18.It’s no use trying to talk to him

صحبت کردن با اون فایده ای نداره

 

19.Killing/wasting time

وقت كشی

 

20.It's as good as a chocolate teapot

به درد هیچ کاری نمی خوره

 

21.How on earth

آخر چطور

 

22.I got cold feet
دستپاچه شدم

23.Sell short‌
دست كم گرفتن
مثلا وقتي مي گيم فلاني رو دست كم نگير.

24.Live and let live
زندگی خودتو بکن

 

25.Make up one's mind
(to decide between alternatives)
تصمیم گیری کردن

 

26.Step on itگاز بده (تند برو)

 

27.It’s my treat

نوبت منه (كه حساب كنم)

 

28.Sour grapes
پیف پیف گربه, پیرزن و درخت آلو (اظهار بی رغبتی به آنچه که دست نیافتنی است)

 

29.Make a big deal about something از كاه كوه ساختن

 

 

30.I felt like a foolسنگ رو یخ شدم


برچسب‌ها: جملات عامیانه انگلیسی, اصطلاحات عامیانه انگلیسی, جملات عامیانه به زبان انگلیسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 14:6  توسط امید  | 

جملات پرکاربرد زبان انگلیسی

جملات پرکاربرد زبان انگلیسی با ترجمه فارسی

http://expressions.blogfa.com

استفاده از الگوهای جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی باعث می شود تا زبان آموزان با اعتماد به نفس بهتری بتوانند منظور خود را در زبان انگلیسی بیان کنند. استفاده از این عبارات همچنین می تواند شما را قادر سازد تا بتواند راحت تر و طبیعی تر به زبان دیگر صحبت کنید. در این وبلاگ سعی شده تا این جملات بصورت هفتگی برای زبان آموزان ارائه شود.

توصیه می کنیم تا هر روز حتی برای مدت زمانی کوتاه این اصطلاحات را دوره کنید. تکرار این عبارات موجب می شود تا در هنگام صحبت کردن آنها را زودتر به خطر بیاورید. توجه داشته باشید که این اصطلاحات بیشتر در صحبت کردن رایج است و در نوشتار Writing بهتر است تا از ساختار های رسمی تر استفاده کنید. البته می توان این عبارات را در نوشتارهای دوستانه و یا غیر رسمی نیز استفاده نمود.

آموزش زبان انگلیسی اصطلا حات:

هفته هفتم: (هر روز 5 اصلاح و جمله)

 

1.I've no word to express my seep gratitude

جداً نمی دونم چطور از شما تشکر کنم

 

2.If I get my hands on him

اگه دستم بهش برسه

 

3.Bless youعافیت باشه (بعد از عطسه)

4.The brain drain
فرار مغزها

5.Hands offدست نزنید

6.Talk turkey
صاف و پوست کنده حرف زدن/ رک حرف زدن

 

7.Get the hell out of here
گمشو از اینجا

8.It augurs illبد یمن است

9.Cheese it
بزن به چاک (عامیانه)

 

10.Come clean
صادق بودن

 

11.I had fortune on my side
بخت یارم بود

12.Buy offرشوه دادن

13.Have a lot in plate
كار زياد و مشغله داشتن بسيار

 

14.To take one's courage in both hands
دل به دريا زدن

15.He is down on his luck
بخت از او برگشته است

16.It’s between to our ears
بين خودمون باشه (بين خودمون بمونه)

 

17.Fancy meeting youچه عجب از این طرفا

18.What a mess!
چه افتضاحی!

 

19.I am all eyes
چهار چشمی مراقب هستم

 

20.He has an evil eye
چشمش شور است

 

21.Get out of my face
Get out of my sight

از جلوی چشمم دور شو

22.I sent him packingدست به سرش کردم

23.Meet someone in waterloo
کار کسی رو تموم کردن یا شرایط بد برای کسی به وجود آوردن (ضرب المثل بسیار زیبای انگلیسی) واترلو جایی بود که ناپلئون شکست خورد

24.That crows it al
همینو کم داشتیم

25.He has a big mouth
دهن لق است

 

26.Keep me updated

من رو در جریان کارات بذار

27.Hands up
دستها بالا

 

28.I am singlehandedدست تنهام

29.If you try it you will find it actable

اگر امتحان کنی میبینی که انجام شدنی است

 

30.Hear me out first

اول گوش کن ببین چی می گم


برچسب‌ها: جملات پرکاربرد زبان انگلیسی, جملات پرکاربرد زبان انگلیسی با ترجمه فارسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 14:3  توسط امید  | 

اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی

اصطلاحات زبان انگلیسی به فارسی 

http://expressions.blogfa.com

استفاده از الگوهای اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی باعث می شود تا زبان آموزان با اعتماد به نفس بهتری بتوانند منظور خود را در زبان انگلیسی بیان کنند. استفاده از این عبارات همچنین می تواند شما را قادر سازد تا بتواند راحت تر و طبیعی تر به زبان دیگر صحبت کنید. در این وبلاگ سعی شده تا این جملات بصورت هفتگی برای زبان آموزان ارائه شود.

توصیه می کنیم تا هر روز حتی برای مدت زمانی کوتاه این اصطلاحات را دوره کنید. تکرار این عبارات موجب می شود تا در هنگام صحبت کردن آنها را زودتر به خطر بیاورید. توجه داشته باشید که این اصطلاحات بیشتر در صحبت کردن رایج است و در نوشتار Writing بهتر است تا از ساختار های رسمی تر استفاده کنید. البته می توان این عبارات را در نوشتارهای دوستانه و یا غیر رسمی نیز استفاده نمود.

آموزش زبان انگلیسی اصطلا حات:

هفته ششم: (هر روز 5 اصلاح و جمله)

 

1.Bring somebody back to knee'sکسی را شکست دادن

2.Welcome back
رسیدن بخیر

3.Cash downفقط نقد

 

4.I'm made that wayهمین جوری بار اومدم

 

5.Keep one's ear to the ground

گوش به زنگ بودن

6.Jump the gun

زودتر از وقت شروع کردن / قبل از موعد کاری را انجام دادن / عجله کردن

 

7.It’s rotten to the core

آب از سرچشمه گل آلود است

 

8.Keep someone posted

در جریان گذاشتن

 

9.It’s all down to luck

آن همش به خاطر شانسه

 

10.He is wet behind the ears

دهنش بوی شیر میده

 

11.Not to turn a hair
عين خيال كسي نبودن

 

12.As sweet as honey
به شیرینی عسل

 

13.It is necessary to have an end

داشتن یك هدف ضروری است

 

14.Heart and soul

با دل و جان/ با تمام قوا

 

 

15.Just threaten

فقط تنبیه کردن

 

16.Keep an eye open on something

مراقب چیزی بودن

 

17.I would like to have a more definite plan of action

من ترجیح می دهم یه برنامه ی مشخصی برای کارهام داشته باشم

 

18.He went back on his word

He broke his word/promise

زیر قول خود زد

 

19.By all means
مسلماً!

 

20.Don’t mention it
قابلی ندارد

 

21.He makes facesدهن کجی میکنه

 

22.Keep back
جلو نیا

23.Better late than never
دیر آی و باز آی


24.mind your step
جلوی پاتو نگاه کن

 

25.Keep in the picture

در جریان امور قرار دادن

 

26.Don’t pick on me
سر به سر من نذار

27.I don't give a damnاهمیت نمیدم!

 

28.He didn’t say a dickybird
جیک نزد

29.It’s not as bad as all that

عیبی ندارد


30.Keep it to yourself

پیش خودت بمونه


برچسب‌ها: اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی, اصطلاحات زبان انگلیسی به فارسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 14:1  توسط امید  | 

آموزش زبان انگلیسی - expressions

جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی به همراه ترجمه فارسی

http://expressions.blogfa.com

استفاده از الگوهای جملات رایج در مکالمه زبان انگلیسی باعث می شود تا زبان آموزان با اعتماد به نفس بهتری بتوانند منظور خود را در زبان انگلیسی بیان کنند. استفاده از این عبارات همچنین می تواند شما را قادر سازد تا بتواند راحت تر و طبیعی تر به زبان دیگر صحبت کنید. در این وبلاگ سعی شده تا این جملات بصورت هفتگی برای زبان آموزان ارائه شود.

توصیه می کنیم تا هر روز حتی برای مدت زمانی کوتاه این اصطلاحات را دوره کنید. تکرار این عبارات موجب می شود تا در هنگام صحبت کردن آنها را زودتر به خطر بیاورید. توجه داشته باشید که این اصطلاحات بیشتر در صحبت کردن رایج است و در نوشتار Writing بهتر است تا از ساختار های رسمی تر استفاده کنید. البته می توان این عبارات را در نوشتارهای دوستانه و یا غیر رسمی نیز استفاده نمود.

آموزش زبان انگلیسی اصطلاحات:

هفته پنجم: (هر روز 5 اصلاح و جمله)

 

1.At odd times
وقت و بی وقت

2.Honesty is the best business

راستی و درستی بهترین كار است

 

3.Jump out of the frying pan and into the fire

 از چاله در امدن و به چاه افتادن

 

4.Knock at the door

 در را زدن

 

 

5.Jump out of one’s skin

از ترس زهره ترك شدن/ از ترس قالب تهی كردن

 

6.Keep your head

دست وپایت راگم نکن

 

 

7.To be run over زير ماشين رفتن

8.If I had known that he was ill

اگر می دانستم بیمار بود

 

9.Jerry built

بساز بفروش

10.He made me very tiredاو خیلی خسته ام کرد

 

 

11.It`s a big bell

این یه اخطاره

 

12.I’ll take out your eyes

چشمتو در میارم

 

13.Keep the change

باقی مال خودت

 

14.I’m all ears

سرتا پا گوشم

 

15.Just waiting for the chance to begin

 فقط در انتظار فرصتی برای آغاز

 

16.It’s on me

اون با من (مثلا هزینه ناهار با من)

 

17.Keep someone back

رفوزه کردن

 

18.Like a drowned rat

مثل موش آب کشیده

 

19.I'm standing in the stationدر ایستگاه قطار ایستادم

 

20.He ran into debtقرض بالا آورد

 

21.Never mind مهم نیست

22.The odds are against me
شانسم خشکیده است

23.It's all wasted effort

همه ی این کارها بی فایده است

 

24.Join stock company

 شرکت تضامنی

 

25.Keep ones hand in

مهارت خود را در کاری حفظ کردن

 

26.Hold your horses

 دست نگه دار/ تند نرو/ عجله نكن

 

27.Kept your chin up

اَخماتو باز کن

 

28.He put me to shameآبروی مرا برد

29.I won’t be able to

من نمی تونم

 

30.Keep on

ادامه دادن


برچسب‌ها: اصطلاحات زبان انگلیسی به همراه ترجمه فارسی, جملات انگلیسی با ترجمه, جملات رایج در مکالمه زبان انگلیسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 13:57  توسط امید  | 

اصطلاحات در زبان انگلیسی

جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی با ترجمه فارسی

http://expressions.blogfa.com

استفاده از الگوهای جملات رایج در مکالمه انگلیسی باعث می شود تا زبان آموزان با اعتماد به نفس بهتری بتوانند منظور خود را در زبان انگلیسی بیان کنند. استفاده از این عبارات همچنین می تواند شما را قادر سازد تا بتواند راحت تر و طبیعی تر به زبان دیگر صحبت کنید. در این وبلاگ سعی شده تا این جملات بصورت هفتگی برای زبان آموزان ارائه شود.

توصیه می کنیم تا هر روز حتی برای مدت زمانی کوتاه این جملات را دوره کنید. تکرار این عبارات موجب می شود تا در هنگام صحبت کردن آنها را زودتر به خطر بیاورید. توجه داشته باشید که این اصطلاحات بیشتر در صحبت کردن معمول است و در نوشتار Writing بهتر است تا از ساختار های رسمی تر استفاده کنید. البته می توان این عبارات را در نوشتارهای دوستانه و یا غیر رسمی نیز استفاده نمود.

آموزش اصطلاحات در زبان انگلیسی :

هفته چهارم

 

1.He was stuck between the earth and the sky

مونده بود بین زمین و آسمون

 

 

 

2.Kill two birds with one stone

با یه تیر دو نشون زدن

 

3.Jump down my throatسرزنش کردن

 

4.It’s as A B Cخیلی راحته مثل آب خوردن

 

5.Keep your fingers crossed

امیدوار بودن

 

6.What a pity!حیف شد(افسوس)

7.No picking out!(میوه)درهم

 

8.I got into my strideروی غلتک افتادم (عادت کردم)

 

9.He is as bold as a brassرویش سنگ پای قزوین است

10.You can bank on himمیتونی رویش حساب کنی

11.It’s over for him
آب از سرش گذشته

 

12.Kick the bucketغزل خداحافظی را خواندن ، مردن

 

13.I'd had enough

به اندازه كافی (سختی) كشیده ام

 

 

14.He was dead cool
He was as cool as cucumber
آب تو دلش تکان نخورد

15.It rains cats & dogs

مثل دم اسب داره بارون می باره / بشدت باران می بارد

 

16.Keep something under one’s hat

 راز داری كردن/ بروز ندادن

 

17.I’m not in a good mood

حال و حوصله ندارم

 

18.Jack of all trade

همه کاره

 

19.I wasn`t born yesterday

موهامو تو اسیاب سفید نکردم

 

20.Jack of all trades and master of none

همه کاره و هیچكاره

 

21.Don’t take longطولش نده

22.It is a bumpy road این جاده پیچ های تندی دارد

 

23.Keep your mind on your own business

حواست به كار خودت باشه

 

24.He chickened out
جا زد (ترسید)

25.Don't split hairs مته به خشخاش نگذار

 

26.How come you remembered us?چطور شد یادی از ما کردی؟

 

27.Don’t show offپُز نده

28.It’s out of fashion
از مد افتاده

29.The sea is full of other fish
آدم قحطی نیست

 

30.Gets on my nerves!میره رو اعصابم!


برچسب‌ها: اصطلاحات در زبان انگلیسی, جملات رایج در مکالمه انگلیسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 13:51  توسط امید  | 

اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی

جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی با ترجمه فارسی

http://expressions.blogfa.com

استفاده از الگوهای جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی باعث می شود تا زبان آموزان با اعتماد به نفس بهتری بتوانند منظور خود را در زبان انگلیسی بیان کنند. استفاده از این عبارات همچنین می تواند شما را قادر سازد تا بتواند راحت تر و طبیعی تر به زبان دیگر صحبت کنید. در این وبلاگ سعی شده تا این جملات بصورت هفتگی برای زبان آموزان ارائه شود.

توصیه می کنیم تا هر روز حتی برای مدت زمانی کوتاه این اصطلاحات را دوره کنید. تکرار این عبارات موجب می شود تا در هنگام صحبت کردن آنها را زودتر به خطر بیاورید. توجه داشته باشید که این جملات رایج انگلیسی  بیشتر در صحبت کردن غیر رسمی است و در نوشتار Writing بهتر است تا از ساختار های رسمی تر استفاده کنید. البته می توان این عبارات را در نوشتارهای دوستانه و یا غیر رسمی نیز استفاده نمود.

اصطلاحات معمول انگلیسی :


 

1.I'm not the same guy
من دیگه اون آدم قبلی نیستم

 

2.Long story short

خلاصه اش كنم ( وقتي مي گيم بذار خلاصه بهت بگم..! )

 

3. I am your humble
كوچيك شما هستم

4.Zip it up
ساكت باش


5.It costs an arm & a leg

حسابی پیاده شدم، کلی واسم آب خورد

 

 

6.Jump down someone's throat
از دست کسی عصبانی شدن

 

7.Keep up the good work

به کاری که میکنی ادامه بده

 

8.Good for you
خوش به حالت

 


9.Pain in the neck
آدم یا چیز اعصاب خورد کن

10.It’s bound to happen

باید بشود

 

11.If gold rusts, what then can iron do?

هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک

 

 

12.Keep in the picture
‌ در جريان امور قرار دادن

 

13.Ring a bell
به نظر كسي آشنا آمدن. به ذهن كسي آمدن ( مثلا وقتي كسي رو نديديم ولي مي گيم چقدر به نظر آشنا مي رسه !! )

 

14.I saw a Saw that saw a Saw

من يک ارّه ديدم که داشت ارّه ديگه رو ميبريد،(دست بالا دست بسياره)

  به معنای ديدن see  اولی گذشته saw

دوم به معنای ارّه saw

سوم به معنای بريدن saw     

چهارم هم به معنای ارّه saw  

 

15.As the question, so the answer
از هر دستی بدی از همون دست پس ميگيری

16.In order of age
به ترتیب سن

 

17.Never say dieبه دلت بد نیار

 

18.Keep your distance from hand phone chargers
 از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری كنید

 

19.I'm starving

بدجوری گشنمه

 

20.They have a cat and dog lifeدائما با هم جنگ و دعوا دارند (زن و شوهر)

 

21.It was a pig of a day

روز سختی بود

 

22.Jelly fish

آدم بی اراده

 

23.Kind deeds never dieکار خوب گم نمی شه

 

24.Stop naggingنق نزن

25.I give you my word

You have my word
به کسی چیزی در این مورد نخواهم گفت

 

26.Let sleeping dogs lie
دنبال شر نرو

 

27.KEEP YOUR SHIRT ON

جوش نزن / عجله نكن/ یه دقیقه صبر كن

 

28.Is the ball and here is the field

این گوی و این میدان

 

29.Wet blanket
ضدحال

30.Do your best
تمام تلاشت رو بکن


اصطلاحات آموزش داده شده در این وبلاگ  را میتوان جزء جملات مفید انگلیسی محسوب کرد که مخصوصا در تماشای فیلم ها می توانند به شما کمک زبادی کنند. 


برچسب‌ها: اصطلاحات معمول انگلیسی, جملات رایج انگلیسی, جملات مفید انگلیسی, اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 13:42  توسط امید  | 

اصطلاحات زبان انگلیسی

جملات رایج در زبان انگلیسی با ترجمه فارسی

http://expressions.blogfa.com


با سری دیگری از جملات رایج در انگلیسی در خدمت شما هستم. 

استفاده از الگوهای جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی باعث می شود تا زبان آموزان با اعتماد به نفس بهتری بتوانند منظور خود را در زبان انگلیسی بیان کنند. استفاده از این عبارات همچنین می تواند شما را قادر سازد تا بتواند راحت تر و طبیعی تر به زبان دیگر صحبت کنید. در این وبلاگ سعی شده تا این جملات بصورت هفتگی برای زبان آموزان ارائه شود.

توصیه می کنیم تا هر روز حتی برای مدت زمانی کوتاه این اصطلاحات را دوره کنید. تکرار این عبارات موجب می شود تا در هنگام صحبت کردن آنها را زودتر به خطر بیاورید. توجه داشته باشید که این اصطلاحات بیشتر در صحبت کردن رایج است و در نوشتار Writing بهتر است تا از ساختار های رسمی تر استفاده کنید. البته می توان این عبارات را در نوشتارهای دوستانه و یا غیر رسمی نیز استفاده نمود.

آموزش زبان انگلیسی اصطلاحات:

هفته دوم: (هر روز 5 اصلاح و جمله)

 

1. business is business

 حساب حساب است کاکا برادر

2.practice makes perfect

کار نیکو کردن از پر کردن است

3.Horses for courses

 هر کسی را بهر کاربی ساخته اند

4.A big head has a big ache

 هر که بامش بیش برفش بیشتر

5.Be more catholic than the pope

 کاسه داغ تر از آش

6.The biter bit

دست بالای دست بسیار است

7.Keep up with the Joneses

چشم و هم چشمی کردن

8.Hit the jackpot

یک شب پول دار شدن

9.Cry wolf

چوپان دروغگو

10.Sweet nothing

 

 حرف های صد من یه غاز

11.Knock something down

چوب حراج به چیزی زدن

12.Go with the ride

 هم رنگ جماعت شدن

13.The cat dreams of mice

 شتر در خواب بیند پنبه دانه

14.Put a spoke in somebody’s wheel

 چوب لای چرخ کسی گذاشتن

15.From the cradle to grave

ز گهواره تا گور دانش بجوی

16.Outstay one’s welcome

 کنگر خوردن و لنگر انداختن

17.Curiosity killed the cat

 فضول را بردند جهنم

18.East, West, home’s best

 هیچ کجا خانه خود آدم نمیشود

19.No pain, no gain

 نابرده رنج گنج میسر نمیشود

20.Every cloud has a silver lining

 در نا امیدی بسی امید است

 

21.Keep the wolf from the door

گلیم خود رو از آب كشیدن

22.Eat your word
حرفتو پس بگیر

23.Sit on the fence
بي طرف ماندن

24.Don’t rub it in
(اینقدر) به رخ ما نکش

25.What a cheek
چه رویی

26.The ghost of a chance
سر سوزني شانس

27.On my honor
به شرافتم قسم

28.Knock it off

بس است-بسه

 

 

29.I’m really sorry

واقعاً متاسفم

 

 

30.He looks proud

خودشو میگیره


امیدوارم این پست آموزش زبان انگلیسی مورد توجه زبان آموزان عزیز قرار گیرد. در ادامه آموزش های خود مطمئنا به غیر از اصطلاحات زبان انگلیسی به موارد دیگر از جمله مکالمه و گرامر نیز می پردازم تا وبلاگی آموزنده تر در زمینه زبان انگلیسی ایجاد نمایم .




برچسب‌ها: جملات رایج در انگلیسی, اصطلاحات زبان انگلیسی, آموزش زبان انگلیسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 13:30  توسط امید  | 

اصطلاحات انگلیسی

جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی با ترجمه فارسی

http://expressions.blogfa.com

استفاده از الگوهای جملات و اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی باعث می شود تا زبان آموزان با اعتماد به نفس بهتری بتوانند منظور خود را در زبان انگلیسی بیان کنند. استفاده از این عبارات همچنین می تواند شما را قادر سازد تا بتواند راحت تر و طبیعی تر به زبان دیگر صحبت کنید. در این وبلاگ آموزش زبان انگلیسی سعی شده تا این جملات بصورت هفتگی برای زبان آموزان ارائه شود.

توصیه می کنیم تا هر روز حتی برای مدت زمانی کوتاه این اصطلاحات را دوره کنید. تکرار این عبارات موجب می شود تا در هنگام صحبت کردن آنها را زودتر به خطر بیاورید. توجه داشته باشید که این اصطلاحات بیشتر در صحبت کردن رایج است و در نوشتار Writing بهتر است تا از ساختار های رسمی تر استفاده کنید. البته می توان این عبارات را در نوشتارهای دوستانه و یا غیر رسمی نیز استفاده نمود.

آموزش زبان انگلیسی اصطلاحات:

هفته اول: (هر روز 5 اصلاح و جمله)

 

1.Cat got your tongue

موش زبانت را خورده، خجالتی

What's the matter? Cat got your tongue?

 

2.Get in someone's hair

کسي را اذيت کردن

 

I know that the children get in your hair, but you should try not to let it upset you so much.

 

3.Jump down someone's throat

یقه کسی را گرفتن، با عصبانيت با کسي برخورد کردن

 

You don't have to jump down my throat! I told you that I'd make it home around 11:50. I don't intend to be late!

 

4.Shoot off one's mouth

معني: لاف زدن، غلو کردن

 

Jim doesn't play tennis very much, but he's always shooting off his mouth about how good he is. Yet he's fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts and talks as if he knew everything about the game.

 

5.Pull someone's leg

کسي را دست انداختن

 

 

- Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.
- Oh, really? You're pulling my leg!

 

6.Get off someone's back

دست از سر کسي برداشتن

 

- You've been studying for a long time. Why don't you take a break?
- Get off my back! I can't go anywhere!

 

7.People who live in glass houses shouldn't throw stones

وقتي کسي خودش هم مقصر است نبايد ديگران را سرزنش کند.

 

Janet has often criticized her friend, Lois for driving too fast, yet she herself has had her license suspended for exceeding the speed limit. Lois once tried to tell her that people who live in glass houses shouldn't throw stones, but it didn't do much good.

 

8.Fishy

عجيب، مشکوک

 

When the security guard saw a light in the store, it seemed to him that there was something fishy going on.

 

9.Go to the dogs

مخروبه شدن

 

Have you seen their house lately? It's really gone to the dogs.

 

10.All thumbs

دست و پا چلفتی، بی دست و پا

 

I'm all thumbs because I'm so nervous. I'm already late for my appointment.

 

11.Not to have a leg to stand on

دليلي براي اثبات سخن خود نداشتن

 

He won't have a leg to stand on unless he can prove that ...

 

12.Shake a Leg

شتاب کردن، عجله کردن

 

Mary, you always take such a long time to put on your makeup. Come on, shake a leg!

 

13.Stick Out One's Neck

ريسک کردن، خطر کردن

 

Why should I stick my neck out for them?

 

14.Holy cow!

از اين اصطلاح بيشتر براي بيان احساساتي مانند غافلگيري يا عصبانيت استفاده مي‌شود

 

"Holy Cow!" she said as she saw his car after the horrible accident.

 

15.Let bygones be bygones

Past is past

گذشتها گذشته

16.High places have their precipices

هر فرازى را نشيبى است

17.Out with the old in with the new

نوکه اومدبه بازار كهنه شد دل آزا ر

18.No news is Best news

بى خبرى , خوش خبرى

19.Jack of all trades and master of none

همه کاره و هیچكاره

 

20.Something is better than nothing

کاچى به از هيچى

21.Too many cooks spoil the broth

آشپز كه دوتاشدآش يا شورميشه يا بينمك

22.It is not as if the sky is falling

انگار آسمون به زمين افتاده

23.Hasty work, Double work

آدم عجول كار را دوباره ميكنه

24.You want a thing done, do it yourself

كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من

25.It is all up with him

آب از سرش گذشته

26.Don’t cry over the spilled milk

آب ريخته جمع شدنى نيست

27.We seek water in the sea

آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم

28.Easy come, easy go

 باد آورده را باد میبرد

29.Third time lucky

تا سه نشه بازی نشه

30. Tit for tat

این به اون در

 


برچسب‌ها: اصطلاحات انگلیسی, وبلاگ آموزش زبان انگلیسی, اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی, آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی, اصطلاحات زبان انگلیسی با ترجمه فارسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 12:33  توسط امید  |